سامانم سال نو مبارک
بده٬ وقتی که تموم راهها به بن بست ختم میشه و تموم آبها به
سراب ٬
وقتی که هیچ پلی منو به تو نمی رسونه راهی جز اینکه تو رو
در قـلبم
جستجو کنم ندارم......
فقط به خاطرتوهستم...........
علمی فرهنگی تربیتی
بده٬ وقتی که تموم راهها به بن بست ختم میشه و تموم آبها به
سراب ٬
وقتی که هیچ پلی منو به تو نمی رسونه راهی جز اینکه تو رو
در قـلبم
جستجو کنم ندارم......
فقط به خاطرتوهستم...........
سامان جون موفق باشید.خودت وگلت پاینده باشید.........
1- خنده یك مكانیسم دفاعی و كنار آمدن با استرس، تحقیر، خجالتزدگی و درد است. 2- خنده باعث افزایش سطح انرژی بدن میگردد. 3- خنده باعث كاهش استرس و تنش روانی میگردد. 4- خنده باعث كاهش درد میگردد. 5- خنده باعث افزایش روحیه فرد و احساس خوب نسبت به خود داشتن میگردد. 6- خنده باعث بهبود كاركرد مغز میگردد. خنده باعث تحریك
هر دو نیمكره مغز گردیده و در عملكرد آنها تعادل ایجاد میكند. 7- خنده باعث ماساژ دادن ارگانهای شكمی و بهبود كاركرد آنها، تقویت عضلاتی كه ارگانهای شكمی را در جای خود نگه میدارند، و افزایش و بهبود عمل جذب و هضم میگردد. 8- خنده باعث تقویت یادگیری و تمركز میگردد. 9- خنده باعث كاهش تنش عضلانی میگردد. 10- خنده یك تمدد اعصاب و تكنیك تن آرامی رایگان و آسان است. 11- هنگام خنده فشار خون و سرعت ضربان قلب شما افزایشمییابد. اما بلافاصله پس از اتمام خنده فشار خون كاهشمییابد(كمتر از حد طبیعی) 12- خنده باعث تغییر رفتار ما میشود. پس از خنده ما بیشتر صحبت كرده وتماس چشمی و فیزیكی بیشتر برقرار میكنیم. 13- خنده باعث كاهش سطح هورمونهای استرس میگردد. این هورمونها كه هنگام تجربه استرس و خشم ترشح میگردند باعث سركوب سیستم ایمنی بدن، افزایش پلاكتهای خون و افزایش فشار خون میگردند. 14- خنده باعث تقویت سیستم ایمنی میگردد. خنده سلولهای T وB و گاما اینترفرون را افزایش میدهد. 15-خنده ممكن است به سرفه و سكسكه بینجامد كه باعث پاك شدن مجاری تنفسی از مخاط اضافی میگردد. 16-خنده باعث افزایش ایمنوگلوبین A میگردد كه از مجاری تنفسی در برابر ارگانیسمهای بیماریزا دفاع میكند. 17-خندیدن یك نوع فعالیت بدنی هوازی میباشد.100بار خندیدن معادل 15 دقیقه فعالیت با دوچرخه ثابت میباشد. خنده باعث كاهش فشار خون، افزایش جریان خون و افزایش اكسیژنرسانی در بدن میگردد. 18-خنده باعث ورزش دیافراگم وعضلات شكم، تنفسی، صورت، پا و كمر میگردد. 19-خنده باعث تخلیه انرژی و احساسات منفی و مخرب میگردد. 20-خنده با افزایش اكسیژنرسانی باعث تسریع بهبود زخمها میگردد. 21-خنده كوتاهترین مسیر میان دو فرد است
پ.ن
سامان عزیز دومین سالگردتولد وبلاگت مبارک .
| سامان عزیز سلام زندگی مشترکتون همراه شادی....... |
|
اگر به تازگي زندگي مشترک خود را آغاز کردهايد، با رعايت نکات ساده و در عين حال، بسيار حساس زير، ميتوانيد از زندگيتان لذت برده و براي همسرتان، همراهي هميشگي باشيد. |
اي دل، عبث مخور غم دنيا را
فکرت مکن نيامده فردا را
کنج قفس چو نيک بينديشي
چون گلشن است مرغ شکيبا را
بشکاف خاک را و ببين آنگه
بيمهري زمانة رسوا را
اين دشت، خوابگاه شهيدان است
فرصت شمار وقت تماشا را
از عمر رفته نيز شماري کن
مشمار جَدْي و عقرب و جوزا را
دور است کاروان سحر زينجا
شمعي ببايد اين شب يلدا را
در پرده صدهزار سيهکاريست
اين تندسير گنبد خضرا را
پيوند او مجوي که گم کردهست
نوشيروان و هرمز و دارا را
اين جويبار خُرد که ميبيني
از جاي کنده صخرة صمّا را
آرامشي ببخش تواني گر
اين دردمند خاطر شيدا را
افسون فساي، افعي شهوت را
افسار بند، مرکب سودا را
پيوند بايدت زدن اي عارف
در باغ دهر، حنظل و خرما را
زاتش به غير آب فروننشاند
سوز و گداز و تندي و گرما را
پنهان هگرز مينتوان کردن
از چشم عقل، قصة پيدا را
ديدار تيرهروزي نابينا
عبرت بس است مردم بينا را
اي دوست، تا که دسترسي داري
حاجت برآر اهل تمنا را
زيراک جستن دل مسکينان
شايان سعادتي است توانا را
از بس بخفتي، اين تن آلوده
آلود اين روان مصفّا را
از رفعت از چه با تو سخن گويند؟
نشناختي تو پستي و بالا را!
مريم بسي به نام بوَد، لکن
رتبت يکي است مريم عذرا را
بشناس اي که راهنوردستي
پيش از روش، درازي و پهنا را
پاکي گزين که راستي و پاکي
بر چرخ برفراشت مسيحا را
آن کس ببرد سود که بي اندُه
آماج گشت فتنة دريا را
اول به ديده روشني ميآموز
زان پس بپوي اين ره ظلما را
پروانه پيش از آنکه بسوزندش
خرمن بسوخت وحشت و پروا را
شيريني آن که خورد فزون از حد
مستوجب است تلخي صفرا را
اي باغبان، سپاه خزان آمد
بس دير کشتي اين گل رعنا را
بيمار مُرد بس که طبيب او
بيگاه کار بست مداوا را
علم است ميوه، شاخة هستي را
فضل است پايه، مقصد والا را
نيکو نکوست، غازه و گلگونه
نبوَد ضرور چهرة زيبا را
عاقل به وعدة برة بريان
ندهد ز دست نُزل مُهنّا را
اي نيک، با بدان منشين هرگز
خوش نيست وصله، جامة ديبا را
صياد را بگوي که: پر مشکن
اين صيد تيرهروز بيآوا را
اي آن که راستي به من آموزي
خود در ره کج، از چه نهي پا را؟
خون يتيم درکشي و خواهي
باغ بهشت و ساية طوبي را!
نيکي چه کردهايم که تا روزي
نيکو دهند مزد عمل ما را؟
انباز ساختيم و شريکي چند
پروردگار صانع يکتا را
برداشتيم مهرة رنگين را
بگذاشتيم لؤلؤ لالا را
آموزگار خلق شديم، اما
نشناختيم خود الف و با را
بت ساختيم در دل و خنديديم
بر کيش بد، برهمن و بودا را
اي آن که عزم جنگ يلان داري
اول بسنج قوت اعضا را
از خاک تيره لاله برون کردن
دشوار نيست ابر گهرزا را
ساحر، فسون و شعبده انگارد
نور تجلي و يد بيضا را
در دام روزگار ز يکديگر
نتوان شناخت پشه و عنقا را
در يک ترازو از چه ره اندازد
گوهرشناس، گوهر و مينا را؟
هيزم هزار سال اگر سوزد
ندهد شميم عود مطرّا را
بر بوريا و دلق کس، اي مسکين
نفروختهست اطلس و خارا را
ظلم است در يکي قفس افکندن
مردارخوار و مرغ شکرخا را
خون سر و شرار دل فرهاد
سوزد هنوز لالة حمرا را
پروين! به روز حادثه و سختي
در کار بند صبر و مدارا را
پروين اعتصامي
codex23xe06
پ.ن
سامان گل مواظب خودت باش حالا حالاها باهات کاردارم......